
خدا حقیقت و محبت است. خدا اخلاق و نیکی است . خدا نترسی و بی باکی است . خدا سرچشمــۀ روشنائی و زندگی است و درعین حال او برتر و ماورای همۀ این چیزها است . خدا وجدان است .حتی بی اعتقادی و لا مذهبی هم خداست ...... از حد سخن و عقل بیرون است . برای کسانی که به وجود شخص او نیاز دارند خدای شخصی است . او پاک ترین و خالص ترین اثرها است . او فقط برای کسانی وجود دارد که به وجود او معتقد هستند . او برای همۀ مردم همه چیز هست . او در خود ما و در عین حال برتر از ما و در ماورای ما است .....او تحمل رنج است . او بردبار و در عین حال مهیب است . ...در مورد او جهل و نادانی عذر نمی تواند بود . و با این وصف بخشاینده و مهربان است ، زیرا همواره به ما امکان پوزش و توبه را می دهد . او بزرگترین دموکراتی است که دنیا شناخته است زیرا او ما را « مختار » ساخته است که میان بدی و نیکی هر کدام را بخواهیم برگزینیم .
خدا نیروئی مرموز و بیان ناپذیر است که در همه چیز ساری و نافذ است و این نیروی ناپیدا در عین حال که خود را محسوس می سازد اثبات ناپذیر است زیرا با تمام آنچه از راه حواس خود درک می کنیم متفاوت است و شباهتی ندارد . این نیرو که خدا است از حدود احساس و ادراک بیرون است اما می توان با استدلال تا اندازه ای به وجودش پی برد .
اعتقاد به خداوند ناچار باید بر عقائدی متکی شود که از حدود استدلال بیرون است ، حتی آنچه به اصطلاح درک و دریافت وجود خداوند نام دارد در اساس یک عنصر اعتقاد را در خود دارد که غیر ممکن است بدون آن دوام آورد و باقی ماند .
ما همیشه از درک او با حواس خویش ناتوان می مانیم زیرا او در ماورای حواس است . ما اگر بخواهیم میتوانیم او را احساس کنیم اما نه به وسیلۀ حواس خویش . موسیقی الهی به صورتی مداوم در درون ما مترنم است اما هیاهو ی حواس ما این موسیقی لطیف و ظریف را خفه می کند زیرا این موسیقی دلنواز با آنچه می توان از راه حواس درک کرد یا شنید متفاوت است .
اقتباس از : مهاتما گاندی


