تبليغاتX
یئنی باخیش

 

          

 

خدا حقیقت و محبت است. خدا اخلاق و نیکی است . خدا نترسی و بی باکی است . خدا سرچشمــۀ روشنائی و زندگی است و درعین حال او برتر و ماورای همۀ این چیزها است . خدا وجدان است .حتی بی اعتقادی و لا مذهبی هم خداست ...... از حد سخن و عقل بیرون است . برای کسانی که به وجود شخص او نیاز دارند خدای شخصی است . او پاک ترین و خالص ترین اثرها است . او فقط برای کسانی وجود دارد که به وجود او معتقد هستند . او برای همۀ مردم همه چیز هست . او در خود ما و در عین حال برتر از ما و در ماورای ما است .....او تحمل رنج است . او بردبار و در عین حال مهیب است . ...در مورد او جهل و نادانی عذر نمی تواند بود . و با این وصف بخشاینده و مهربان است ، زیرا همواره به ما امکان پوزش و توبه را می دهد . او بزرگترین دموکراتی است که دنیا شناخته است زیرا او ما را « مختار » ساخته است که میان بدی و نیکی هر کدام را بخواهیم برگزینیم .

خدا نیروئی مرموز و بیان ناپذیر است که در همه چیز ساری و نافذ است و این نیروی ناپیدا در عین حال که خود را محسوس می سازد اثبات ناپذیر است زیرا با تمام آنچه از راه حواس خود درک می کنیم متفاوت است و شباهتی ندارد . این نیرو که خدا است از حدود احساس و ادراک بیرون است اما می توان با استدلال تا اندازه ای به وجودش پی برد .

اعتقاد به خداوند ناچار باید بر عقائدی متکی شود که از حدود استدلال بیرون است ، حتی آنچه به اصطلاح درک و دریافت وجود خداوند نام دارد در اساس یک عنصر اعتقاد را در خود دارد که غیر ممکن است بدون آن دوام آورد و باقی ماند .

ما همیشه از درک او با حواس خویش ناتوان می مانیم زیرا او در ماورای حواس است . ما اگر بخواهیم میتوانیم او را احساس کنیم اما نه به وسیلۀ حواس خویش . موسیقی الهی به صورتی مداوم در درون ما مترنم است اما هیاهو ی حواس ما این موسیقی لطیف و ظریف را خفه می کند زیرا این موسیقی دلنواز با آنچه می توان از راه حواس درک کرد یا شنید متفاوت است .

 

              اقتباس از : مهاتما گاندی                                      

+ نوشته شده توسط ایلغار در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 و ساعت 0:14 |
 

 

 

بار دیگر عاشورای حسینی سر رسیده  و هر ایرانی این حق را دارد که از دیده گاه خویش به این جریان

تاریخی تشیع بنگرد و به نسبت طرز تلقی خود اظهار نظر کرده و عمل نماید . چون چه عقیده داشته باشیم

 و یا نه ، در هر حال این ایام با زندگی و روح روان بویژه ایرانی ها عجین شده است . پرسش ها و پاسخ-

 های زیادی در مورد حرکت و قیام حسین مطرح میباشد . و من ، نمی خواهم به تمامیآنها که از دیر زمانی

اندیشمندان ، به طرح آنها نموده ودر خور تفکرات خویش به آن پرداخته اند ، و نیز در صلاحیتم  نیست ،

بنویسم .

آنکه " حسین از قبل می دانست که شهید می شود " و یا " از ازل این چنین مقدر بوده " یا " مسئله خلافت و

ولایت بوده " و یا غیره ؛متاسفانه آنقدر این حرکت بزرگ را با خرافات وقهرمان پروری ویا مظلوم نمائی

عجین کرده اند  که گاه این همه مسائل ضد ونقیضی که گفته و نوشته اند ، و این امر نه تنها به فهم حقیقت حسین

 کمکی نکرده است ، بلکه جز در تظاهرات فیزیکی مردم در طول صد هاسال که در ایام محرم به منصه ی

حضور می رسد ، بسنده کرده است .

اما برای من آخرین روز های حسین و یاران اندکش ، که در محاصره ی هموطنان هم کیش خود هستند ، وآنها

را در دو راهی " عزت وذلت " قرار داده اند ، مهمترین راز ماندگاری و جاودانه شدن این قیام را  می فهماند .

یعنی حسین این پیام بزرگ جاودانه ی خویش رانه به شیعیان بلکه به تمامی آزادگان جهان داده است که در

برابرحقوق بشر خود ، در مقابل هر حکومتی و تفکری و اشخاصی که با هرنام و مسلکی و  با هر ادعائی ،

 بمانید و مبارزه کنید و هر چند که کشته شوید ، اما تن به ذلت بیعتی که جز ذلت و از دست رفتن حقوق

 بشری که انسان بودنت را حداقل به خودت می فهماند ، ندهید. حسین از نوشته های تاریخ ( نه به روایات

نوحه گرایان بازاری پول پرست نان به نرخ روز خوران ) و سخنان خود وی این چنین استنباط می شود که

قصدی برای جنگ نداشت و وقتی عدم بیعت کوفیان بوقلمون صفت را فهمید آهنگ بازگشت داشت اما سپاه

فاسقی که ادعای جانشینی خلافت پیامبر را نیز  یدک می کشید ، او را بر سر،" یا بیعت ننگین ویا کشته   قرار

شدن" داد و اینجاست که انتخاب راه برای همه ی انسان ها با هر ادعا چنان سخت می شود که به گواه تاریخ

بشری  بیشتر آدمیان تن به ذلت داده اند ، و تعداد کمی هستند که " نه " بگویند وبسا اینکه این " نه " زمانی باشد

که خانواده انسان نیز در جوار خود داشته باشی و بدانی که قدرت فایق آمدن در برابر سپاهی عظیم غیر ممکن

است و آنها را نیز بعد کشته شدن در معرض فشار و سرگردانی و هتک حرمت قرار می دهی .

 راز فهم قیام حسین و ستایش او نزدهمه انسانها نیز همین است . حسین عزیز است چون تن به ذلت نداد .

 اگر مردم ، این حماسه را گرامی می دارنداز آن روست که حاوی و حامل بالاترین و والاترین مفهوم

   " اخلاقی " است :

 

                                    " حفظ عزت و کرامت انسانی " .

 

 

 

+ نوشته شده توسط ایلغار در سه شنبه دهم دی 1387 و ساعت 1:55 |